سخنرانی حاج آقا درجمع مدیران و کارشناسان فرهنگی دانشگاههای کشور
81 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان
نحوه تهیه : فردی
تعداد شرکت کننده : 0

بسم ا... الرحمن الرحیم

در قرآن كریم، ما سه دسته انسان را مشاهده می‌كنیم، یك دسته انسانهایی كه قرآن از‌آنها تعبیر كرده به انسانهای مرده، یك دسته انسانهای زنده كه صاحب حیاتند و زنده هستند و یك دسته انسانهایی كه لا یموت فیها و لا یحیی نه زنده هستند و نه مرده، دائماً در حال جان كندن هستند. مقصد اعلای خدا، زنده كردن انسانها است و به تعبیر قرآن كریم، احیاء انسانهاست. احیاء به معنای به حی رساندن است چون خدای مهربان خودش حی قیوم است. قیوم هم به معنای این است كه هیچ وقت خستگی در او راه ندارد.«الله لا اله الّا هو الحیّ القیّوم» قیوم یعنی خستگی ناپذیر. امام عصر ارواحنا فداه را هم كه می‌گویند قائم یعنی كسی كه هیچ وقت خسته نمی‌شود. علت این كه خسته نمی‌شود این است كه او متصل به حیّ است. خدا هم كه فرموده الحی القیوم، اول حیّ است بعد قیّوم. احیاء تفكر، احیاء دل، احیاء نفس از مهمترین مقاصد كارهای فرهنگی است اگر مركز وجود انسانها زنده بشود، دل سلطان وجود انسان است، اگر دل زنده باشد،‌ تمام قوای وجودی انسان از حیات برخوردار خواهند بود، در سورة مباركة انفال آیه 24، خدای مهربان فرموده است: استجیبوا للّه و للرّسول إذا دعاكم لما یحییكم، بلافاصله می‌فرماید «واعلموا أنّ الله یحول بین المرء و قلبه» هر دلی كه زنده شد، قوای متصل به دل هم از حیات برخوردار خواهد بود. حیات آثارش عبارت است از: امیدواری به كار و كوشش، بهجت داشتن و سرور داشتن است. اینها آثار حیات است ولی مردگی همراه با یأس است، نداشتن نشاط و سرور و بهجت و توقف است. خدا برای احیاء سنتی دارد. فرموده: «و جعلنا من الماء كل شیءٍ حی»(انبیاء/30) ما بوسیلة آب همة موجودات را زنده می‌كنیم. یعنی كسانی كه می‌خواهند احیاء بكنند باید آب داشته باشند. اگر آب نداشته باشند. سنت احیاء اتفاق نمی‌افتد. در قرآن كریم، آب یك ظاهری دارد و یك باطنی. ظاهر آب همین است كه شما اینجا الان مشاهده می‌كنید ولی باطن آب، منظور محبت خدا و محبت اولیاء خداست. یعنی بوسیلة محبت انسانها زنده خواهند شد كسانی كه می‌خواهند زنده بكنند باید اول خودشان زنده شده باشند تا بتوانند زنده بكنند احیاء بكنند البته به صورت كلی، خدای مهربان احیاء را نسبت به ولی داده، فرموده: فالله هو الولی و هو یحی الموتی»(شوری/9) ولی كارش احیاء مرده‌هاست یعنی بدون ولایت خدا هیچكس نمی‌تواند كسی را زنده و احیاء كند. خدای مهربان حصراً او ولیّ است «فالله هو الولی و هو یحی الموتی» الولی فقط خداست، همة ولایتها هم مال اوست.

 

«هو یحی الموتی» آن كسی كه ولی است مرده‌ها را زنده می‌كند، پس بدون ولایت، بدون ولایت خدا حقیقتی به نام احیاء محقق نخواهد شد،‌ حالا اگر منظور از كارهای فرهنگی، مثلاً ارائة مقاله و نشریه و چاپ مجله و گذاشتن سمینارهای مختلف  جلسات گردهمایی‌ است، خب آن یك بحث دیگری است اما اگر مقصد از كارهای فرهنگی، احیاء دو مركز در وجود انسان یكی تفكر و دیگری تعقل است كه از نظر اولیاء طاهرین (ع) همین هم است مسألة كار فرهنگی در مجموعه‌هایی مثل دانشگاه خیلی عمیق‌تر و دقیق‌تر می‌شود. دو مركز هست در وجود انسان كه اگر زنده شود به فضل الهی انسان در این چند روز‌ه‌ای كه در این مسافرخانة‌ دنیا است. استفادة بسیار لطیف و زیبایی خواهد كرد. یكی تفكر است كه خدا رحمت كند مرحوم آقای مطهری سالها كارشان همین بود احیاء تفكر دینی، احیاء فكر دینی، یكی هم تعقل. فرق تفكر و تعقل این است كه تفكر از قوای نفس انسان است، مركزش در مغز انسان است، ولی تعقل از قوای قلبی انسان است، جایش هم در قلب است. نوعاً می‌گویند آقا یك مقدار تعقل كه این به مغز اشاره می‌كندكه جای تفكر است. در سورة حج خدای مهربان فرموده‌:«لهم قلوبٌ یعقلون بها». (حج/46)یعنی قلب كارش تعقل است. عقال: بازدارندگی و مهار كردن انسان است.

 

 احیاء مصدر باب إفعال است یعنی به حیّ رسانیدن، به حی متصل كردن، طوری كه دیگر شخص وقتی زنده شد دیدید وقتی كسی از آب می‌آید بیرون و آب خنكی بوده می‌گوید های های. این حیّ حیّ حیّ است یعنی زنده شدم زنده شدم. آن چیزی كه امروز نسل جوان ما احتیاج دارند، زنده شدن است. خدا هم جزای بزرگی قرار داده، اگر نفس را زنده كنید «من أحیا ها...». (مائده/32) مثل این است كه همة نفوس را زنده كرده‌اید اگر دل را زنده كنید مثل این است كه همه را متصل به خدای مهربان كرده‌اید. كه حالا هر كدام از اینها مسائل لطیف و جداگانه‌ای دارد ولی اولین مطلبی كه وجود دارد. تا كسی اتصال به ولایت خدای مهربان پیدا نكند، نمی‌تواند كاری به نام احیاء انجام بدهد. ممكن است یك سری خدمات فرهنگی انجام بدهید با همان مثالهایی كه عرض كردم، مقاله بنویسید، مجله چاپ كنیم ولی چقدر توانستیم احیاء كنیم محل تأمل است. پس با این مقدمه‌ای كه عرض كردم، برویم سراغ اصل مطلب، حضرت رضا (ع) یك جملة ظریفی دارند می‌فرمایند رحم‌الله عبداً أحیا أمرنا (بحار ج2 ص 30)خدا رحمت كند بنده‌ای را كه احیاء كنندة امرما باشد همان اول جزایش را معین كردند كه اگر كسی مسؤولیت كار فرهنگی در دانشگاه را قبول كندبه قصد احیای امر اولیای خدا، جزای او این است كه مشمول رحمت خدا خواهد شد، مشمول رحمت خدا خواهد شد یعنی چه؟ این آیه را همه‌تان بلدید: إنّ النفس لأماره بالسوء إلا مارحم ربی(یوسف/53)  اگر كسی مشمول رحمت شد از امّاریت نفس خارج می‌شود. اگر چنین كاری را انجام بدهد. اینجا ابتدا یك توضیحی بدهم و آن این كه ولایت خدا یعنی چه؟ خدای مهربان در قرآن كریم 4 دلیل برای ولایت خودش بیان فرموده وقتی ما می‌گوییم ولیّ مطلق خداست. سؤال: چرا ولیّ مطلق خداست؟ خداوند 4 دلیل بیان فرموده: 1- له ملك السموات و الارض(بقره/107) ، ملك همة آسمانها و زمین‌ها مال خداست. كس دیگری هم توی عالم وجود نیست كه ملك مال او باشد، تبارك الذی بیده الملك (ملک/1)اگركس دیگری را سراغ دارید كه بسم‌الله بگوئید و ما لكم من دونه من ولیٍّ و لا نصیر بعدش گفته، غیر از آن خدایی كه ملك آسمانها و زمین‌ها مال اوست. كس دیگری ولی نیست این دلیل اول، منظور از ملك هم قدرت تصرف در اشیاء است، كی به باد فرمان می‌دهد بوزد؟ كی به باران فرمان می‌دهد ببارد؟ كی به ابرها فرمان می‌دهد متراكم شوند؟ به این می‌گویند ملك. له ملك السموات و الارض این دلیل اول. دلیل دوم: فاطریت حضرت حق، افغیر‌الله اتخذ ولیاً (انعام/14) غیر از خدا را ولی قرار می‌دهید؟ فاطر السموات و الارض یعنی چون فاطر آسمانها و زمین‌ها است ولی اوست، فاطر یعنی چه؟ یعنی عالم را ایجاد كرده بدون سابقة قبلی، نه از نقشه‌ای نگاه كرده، نه از مدلی نگاه كرده، نه از روی دست كسی نگاه كرده، نه از اشیاء كمك گرفته اشیاء نبودند، كوه نبوده، خاك نبوده، سنگ نبوده، بدون سابقة قبلی، ایجاد كرده است، به این می‌گویند فاطریت، به آِیه دقت كنید أفغیرالله أتخذ ولیاً، فاطر السموات و الارض آیة 14 سورة انعام است ولی كسی است كه فاطر سماوات و ارض است، این دلیل دوم برای این كه خداوند ولی مطلق است. 3- خالق السموات والارض وجود مبارك حق تعالی خالق كل شیء است آیة 4 سورة سجده است به این دلیل خدا ولیّ مطلق است كه خالق آسمانها و زمینها است. دلیل چهارم له غیب السموات و الارض (کهف/26) غیب آسمانها و زمینها را فقط چه كسی می‌داند؟ فقط خداوند می‌داند، از اول تا آخر قرآن خداوند این چهار دلیل را برای اثبات ولایت خودش اقامه فرموده است، چون وجود اقدس حق تعالی له غیب‌ السموات و الارض، له ملك السموات و الارض، فاطر السموات و الارض و خالق السموات و الارض او ولیّ مطلق است و چون ولیّ مطلق است، قدرت احیاء دارد، دقت كنید والله هو الولیّ و هو یحی الموتی و هو علی كل شیءٍ قدیر با اسم الولی احیاء می‌كند خدای مهربان چهار هزار اسم دارد اسم رب دارد، اسم رحمان و رئوف دارد، اسم رحیم دارد ولی با اسم الولیّ احیاء می‌كند. اگربنا  باشد ما هم احیاء كننده باشیم در محیط‌هایی كه كار می‌كنیم باید با اسم الولی احیاء كنیم. حالا ولیّ یعنی چه؟ كلمة ولیّ یعنی چه؟ ولی، محبت همراه با اطاعت امر را می‌گویند. ولیّ كسی است كه ما تابع تدبیر او هستیم تدبیر حق تعالی. امام صادق (ع) فرمودند: من أحبنا و اطاع امرنا هركس ما را دوست بدارد و امر ما را اطاعت كند فهو ولینا او ولیّ ماست. الان اكثر ملت ایران محبّ اهل بیت هستند. محبّ خدا هستند، اما چقدرشان ولایت خدا را قبول كرده‌اند؟ آن مقداری ولایت خدا را قبول كرده‌اند كه امر خدا را اطاعت بكنند ولایت با محبت این فرق را دارد كه در محبت عنصر اطاعت امر نیست ولی در ولایت عنصر اطاعت امر هست. امر هم خدا فرموده مال خودم است. إن الأمر كلّه للّه (آل عمران/154)، امر مال خداست هیچ كس حق امر و نهی خلق را ندارد. حق دارند امر خدا را منتقل كنند حتی رسول اكرم هم حق امر و نهی ندارد ان الأمر كلّه للّه توجه فرمودید حالا ببینید چقدر مسأْله ظریف می‌شود سؤال: خدای مهربان بنده و جنابعالی را برای چی خلق كرده؟ اگر این مطلب به خوبی روشن بشود طبیعتاً این كه ما چكار باید با این مردم و نسل جوان بكنیم، روشنتر می‌شود. مشاهده كردید پایان سورة والذاریات خدای مهربان فرموده: ما خلقت الجنّ و الانس إلّا لیعبدون(ذاریات/56)  من خلق نكردم الّا برای این كه عبد من باشند. خدا ما را خلق نكرده برای اینكه من بیایم اینجا بروم به حوزة علمیه، شما به دانشگاه بروید و آن آقا به بازار برود، خلق كرده كه بندگی خدا را بكنیم، منتها لازمة بندگی خدا، تحصیل علم است، یك عده‌ای رفتند حوزه یك عده‌ای رفتند دانشگاه و كار كردند. اگر خدا ما را برای بندگی خلق كرده است. لازمة بندگی چیست؟ لازمة بندگی این است كه حرف مولا را گوش بكنیم. حرف مولا را اطاعت كنیم. حرف مولی از چه اسمی منتقل می‌شود؟ از اسم ألولّی چون ولیّ عرض كردم در او یك نوع اطاعت امر در ولایت او وجود دارد حالا خدای مهربان فرموده من با این اسم زنده می‌كنم. حضرت رضا فرمودند: رحم الله عبداً أحیا أمرنا خدا رحمت كند كسی را كه امر ما اهل بیت را زنده بكند سخن از محبت خدا و اهل بیت گفتن خیلی آسان است ولی سخن از اطاعت خدا گفتن و اطاعت كردن یك مقدار راه را ضیق و تنگ می‌كند. ممكن است برای بعضی از نفوس سخت باشد. شما اگر بخواهید به فضل الهی به این مقصد برسید، باید ببینید مولایمان چه امر می‌كند. فردا روز ولادت امام موسی بن جعفر سلام الله علیه است. حضرت كاظم سلام‌الله علیه رد می‌شدند رسیدند در یك خانه‌ای، صدای ساز و آواز بلند بود دركنار آن خانه غلامی آمده بود بیرون زباله‌ها را بیرون بگذارد حضرت كاظم فرمودند: صاحب این خانه عبد است یا آزاد است؟ غلام گفت آقا اگر چنانچه عبد بود كه صدای ساز و آواز بلند نبود، حتماً آزاد است، حضرت فرمودند: بله آزاد است. وقتی برگشت به منزل، صاحب خانه گفت كی بود؟ چرا معطل كردی؟ گفت: یك آقایی با این خصوصیات این جمله را فرمودند، متحول شد دنبال امام راه افتاد حالا ما می‌خواهیم ببینیم می‌خواهیم به صورت بندگی احیاء كنیم یا به صورت آزاد؟ اگر به صورت آزاد بخواهیم احیاء كنیم، اینجا باب «به نظر من»، باز می‌شود، شما می‌گوئید به نظر من باید این كار را كرد من می‌‌گویم به نظرمن و آقا هم می‌گویند به نظر من، ولی اگر خواستیم به صورت بندگی كار بكنیم، اولین صحبتمان این می‌شود كه باید ببینیم خدای مهربان چی فرموده است، برای احیای جان انسانها نظر خداوند چی هست؟ هر كس ولایت خدا را قبول كرد به دنبالش می‌خواهد ببیند امر خدا در هر موضوعی چیه و می‌خواهد همان را اجرا كند، عبد هم هیچوقت دنبال نتیجة كارش نیست برای حكمت كار نمی‌كند، گرچه هر امری حكمتی دارد ولی برای امتثال امر حكیم كار می‌كند. آن وقت است كه به فضل الهی آبیاری مزرعة جان انسانها شروع خواهد شد. انسانها زنده خواهند شد و امروز به نظر می‌رسد اگر ما بخواهیم به جامعه‌مان یك نگاه سیاسی بكنیم یا یك نگاه غیر سیاسی بكنیم، جامعة ما به شدت احتیاج دارد به قبول ولایت خدا، چیزی كه امروز مردم مغرب زمین به دلیل عدم آشنایی با آن از آن گریزانند، قبول ولایت خدا، یعنی چه؟ خدا خالق ماست خدا رازق ماست خدا فاطر السموات و الارض است، پس برای ادارة زندگی ما هم باید تابع تدبیر او باشیم. چگونه عمل كنیم؟ ببینیم او چه می‌گوید.

 

من نمی‌دانم این جلسات الان به چه صورت برگزار می‌شود نوعاً دوستان مطالبی می‌گویند و همه هم از تجارب هم بهره می‌گیرند ولی اگر روی این موضوع مقداری تفكر شود، خیلی زود به فضل الهی به نتیجه خواهیم رسید. بسیاری ازدوستان جوان ما از دانشجویان و غیر دانشجویان هنوز این موضوع برایشان تبیین نشده است... وقتی می‌گوئیم خدا این طور فرموده، خوب خدا كیست؟ امام باقر (ع) فرمودند: ما عرف‌الله من عصاه و انشد(بحارج75ص174)، نشناخت خدا را كسی كه معصیت خدا را كرد. اینها موعظه هم نیست، كسی تلقی كند بنده موعظه می‌كنم. نخیر بیان حقایقی است در عالم وجود.

 

 زندگی در این عالم باید چگونه مطالعه شود؟ اگر بخواهیم با نگاه خد ا به عالم نگاه كنیم یك نتیجه گرفته می‌شود. اگر بخواهیم با عینكی كه خلق به چشم بنده زده‌اند یا بخواهیم با عینكی كه هوای من برمن ‌زده است به عالم نگاه كنم، جور دیگری نگاه می‌كنم. نوعاً نگاهی كه از خلق بر چشم می‌آید و با آن عالم را نگاه می‌كنیم كشیده می شود به كثرت. ولی هر وقت با نگاهی كه خدا عالم را آفریده است نگاه كنیم می‌شود خدای مهربان ربّنا ما خلقت هذا باطلاً(آل عمران/191)  . خیلی جالب است خلقت آسمانها و زمینها و آنچه در آسمانها و زمینها است را خدای مهربان تعبیر كرده است به «هذا» یعنی یك مجموعة واحد یكپارچه است ربّنا ما خلقت هذا باطلاً: خلقت باطل نیست حالا كه خلقت باطل نیست چگونه باید حركت كنیم؟ خلقت حق است. و ما خلقنا السماوات و الارض و ما بینها إلّا بالحق(حجر/85) خدای مهربان فرموده قبول حق بودن عالم وجود با قبول ولایت من شروع می‌شود. سورة حج را نگاه كنید. بانّ الله هو الحقّ.(حج/6)  خدا كه حق است، فعل خدا هم حقّ است، خلقت خدا هم حقّ است منتهی آن قدر ظریف است كه بشر را به حال خود گذاشته است. گفته به تو قدرت انتخاب دادم دوست داشتی بندة من باش دوست نداشتی بندة‌ غیر من باش. خیلی جالب است: لو شاء لهدیكم أجمعین(انعام/149).

 

اگر خدا می‌خواست همة شما را هدایت می‌كرد ولی چون به شما خیلی احترام گذاشته و اكرام كرده،‌ گفته من می‌خواهم كه خودتان با قدم خودتان به سمت بارگاه ربوبی من بیایید.

 

تمام شرایط انتخاب را هم در وجود انسان قرار داد ولی من و شما را جوری آفریده كه همه قهراً احتیاج به معبود داریم. اما در انتخاب معبود ما را مجبور نكرد: گفت شما ناچارید از داشتن معبود، حالا كه ناچارید از داشتن معبود، باید یك معبود را انتخاب كنید ولی در این كه معبود شما چه كسی باشد شما حق انتخاب دارید. نمی‌دانم روی آیه دقت كرده‌اید یا نه؟ و ما خلقت الجنّ و الإنس إلّا لیعبدون. ببینید ارادة‌خداست آِیه از نظر ادبی حصر است. یعنی من خلق نكردم جن و انس را جز برای یك چیز. شما چه بخواهید چه نخواهید ناچارید كه عبد باشید، حالا كه ناچارید عبد باشید ناچارید كه معبود داشته باشید، اما در این كه چه كسی معبود شما باشد، شما آزادید. لذا یك غیرعبد روی این كرة‌ خاكی پیدا نمی‌كنید همه عبدند. اگر عبدالله بودند كه بودند اگر نبودند قطعاً عبدالهوی خواهند بود چون احتیاج دارند كه معبود داشته باشند قبول ولایت خدا مساوی است با نجات از بندگی غیر خدا. دیگر انسان راحت می‌شود فلذا امروز هر چه كتك بنده و جنابعالی می‌خوریم (چون می‌دانید اضطراب یعنی كتك زدن پشت كلّة دل. دلهره یعنی دل را دارند كنك می‌زنند. نگرانی كتك زدن دل است. اضطراب از ضرب است دیگر. اضطراب.

 

دل را زدند، دل شروع كرد به لرزیدن)، چه كسانی كتك می‌خورند؟ آنها كه بندگی خدا را قبول كردند یا آنهایی كه آزادند؟ كتكها را آزادها می‌خورند. آنهایی كه می‌خواهند آزاد از بندگی خدا باشند. قبول ولایت خدای مهربان مساوی است با آزادی از غیر خدا. وقتی انسان آزاد شد از غیر خدا اول آسایش و آزادی روح او خواهد بود. این است كه حضرت فرمودند كه بسم‌الله احیاء قبول ولایت خداست. قبول ولایت خدا است یعنی چه؟ یعنی زندگی تابع امر خداست. زندگی طبق دستور خداست. من زندگی می‌كنم آن چنان كه او می‌خواهد. یك وقت هم زندگی می‌كند آن چنان كه خودش می‌خواهد. البته رسیدن به این مرحله احتیاج دارد اول خودآقایون که در  این جلسه‌ الان اینجا تشریف دارند و لطف می‌كنند صحبتهای بنده را استماع می‌كنند، این مبنا را به فضل‌الهی قبول كنیم. وقتی قبول كردیم انتقال آن به دانشگاه خیلی كار آسانی خواهد بود. به فضل پروردگار عالم. غرض مرحوم امام (ره) هم اگر به صحیفة نور نگار كرده باشید مطالبی كه دربارة انقلاب فرهنگی در دانشگاهها فرمودند همین مطالبی بود كه الان بنده به نحو دیگری عرض كردم. به عنوان نتیجه‌گیری عرض می‌كنم. وقتی حضرت رضا (ع) فرمودند: خدا رحمت كند آن كس كه امر ما را احیاء كند، چون امر آنها هم امر خداست، امر خدا هم می‌دانید كه خدا یك امر بیشتر ندارد أمر أن لا تعبدوا إلّا إیّاه (یوسف/40  ) عبد هیچكس نشوید إلّا عبد خدا. اسیر هیچكس نشوید إلّا اسیر خدا. تابع امر هیچكس نباشید إلّا امر خدا.

 

خوب آقا جان این امر چگونه زنده می‌شود؟ كیف یحیی أمركم. چطوری امر شما زنده می‌شود؟ حضرت فرموند باید دو تا كار بكند: یتعلم علومنا باید علوم ما تعلیم داده شود. علوم ما را یاد بگیرید و بعد به مردم یاد بدهید. فإنّ الناس لو علموا محاسن كلامنا اگر مردم زیبائیهای كلمات ما را درك كنند لاتّبعونا حتما از ما تبعیت می‌كنند.

 

یك موقعی دانشجویان از ما سؤال می‌كردند كه چگونه نماز بخوانیم؟ امروز دانشجو سؤال می‌كند برای چه نماز بخوانیم؟ یك موقعی سؤال می‌كردند كه آقا پیامبر اكرم (ص) دارای عصمت هستند یا نیستند؟ امروز سؤال می‌شود اصلاً پیغمبری برای چیست؟  چه احتیاجی به پیغمبری وجود دارد؟به لطف خدا سؤالها به سرچشمه نزدیک شده است. فعالیتی كه در این ده سال گذشته جریان روشنفكری در كشور ما ایجاد كرد كه نتیجة آن بسیار میمون و مبارك بود، به خلاف تصور خودشان، امروز دانشجویان ما به سرچشمه رسیدند.

 

سرچشمه كجاست: همان‌جایی كه پیامبر خدا (ص) فرمودند: إنّی تارك فیكم الثقلین كتاب الله و عترتی.

 

 الان به آن مرحله رسیده‌ایم فرصت بسیار نیكو و مباركی است به حول و قوّه خدا با این سرچشمة زلال یعنی اتصال به بندگی خدا دوستان جوان ما آشنا شوند. به فضل الهی و واقعاً فرصت پر غنیمتی است و اگر ما این فرصت را به فضل الهی غنیمت بشماریم و فكر نكنیم دانشجویان ما دین گریز شده‌اند، نخیر، دانشجوی ما دین گریز نیست اگر گریزی هم باشد ازبعضی از متدینین گریز دارد. چون قرآن دین را طوری تدوین كرده كه با فطرت انسان عجین شده، كسی نمی‌تواند بی‌دین زندگی كند. یك بی‌دین هم روی كرة زمین نداریم. همه دین دارند اما ببینید آیة آخر سورة كافرون را قل یا أیها الكافرون ... لكم دینكم ولی دین  شما دین دارید من هم دین دارم. دین در قرآن یعنی محبت. الدین هو الحبّ (خصال ج1 ص 21) چیزی كه خدا فرموده. هر كس هر چیزی را دوست می‌دارد دین او همان چیزی است كه دوست دارد. عمر سعد حكومت ری را دوست دارد دینش حكومت ری است. آقا اباالفضل (ع) امام حسین (ع) را دوست دارد، دینشان امام حسین (ع)‌ است. لكم دینكم ولی دین. بی‌دین نیست اما حالا این كه دین الله دارد یا دین الدنیا اختلاف وجود دارد حالا كه همة مردم كرة زمین طالب دینند و دین با فطرت آنها عجین شده باید دین خدا عرضه شود. دین خدا عرضه شود یعنی چه؟ دین خدا یعنی قبول محبت خدا، قبول محبت اولیاء خدا، قبول ولایت خدا این باید تبیین شود.

 

فعالیتهایی كه دوستان در دانشگاه یزد انجام داده‌اند كه بنده دورا دور شاهد آن بوده‌ام معرفی اهل بیت، انتقال احادیث اهل بیت، در دانشگاه از ابتدای در ورودی دانشگاه تابلوی بزرگ زده اند  هر هفته‌ای یك حدیث در آن بنویسند، اهل بیت را معرفی كنند، احادیثی كه جواب سؤالهای دوستان جوان هست. به مناسب ولادتها و وفیات اهل بیت موضوعاتی كه مورد احتیاج دوستان جوان ما هست منتقل كردنش به فضل الهی هم دنبال چنین موضوع است احیاء این موضوع است. احیاء بندگی پروردگار عالم.

 

كسی كه یك نفر را زنده كند مثل این است كه همة نفوس را زنده كرده است به تعبیر این آیة شریفه، منطق وحی «یك مساوی است با همه»، خدا نمی‌گوید همه را احیاء كنید خدا می‌فرماید یك نفر را احیا كنید همه احیا شده‌‌اند. لذا اگر ثمرة این جلسه كه آقایون لطف فرمودند تشریف آوردن به اصفهان و انشا‌ء‌الله نتیجة آن این باشد كه یك نفر در دانشگاهها زنده شود به فضل الهی این جلسه به مقصد خودش رسیده است. منطق خدا این است. من أحیاها فكانّما أحیاالناس جمیعاً  مثل این كه همة انسانها احیا شده‌اند. حالا با این مقدمه‌ای كه خدمت دوستان عرض كردم نتیجه‌گیری كنم و آن نتیجه‌گیری این است ما اگر به لطف خدا بخواهیم موفق بشویم باید از عمل اكثر پرهیز كنیم. قرآن كریم تشویق به اكثر عمل نكرده، دقت كنید این نكته را گفته: لیبلوكم ایكم احسن عملاً نفرموده لیبلوكم ایّكم أكثر عملاً(ملک/2). ما دنبال عمل اكثریا اكثر عمل نیستم. دنبال عمل نیكوتر و بهتریم. كاری كه بهترین كار باشد در دانشگاه انجام دهیم. خیلی ظریف است. اكثر عملاً نه، أحسن عملاً. پرسیدند أحسن عملاً یعنی چه؟ فرمود عملی كه 1- با معرفت باشد. 2- با اخلاص باشد. تفسیر معصوم است. عملی كه اول شناخت محور آن باشد. بعد هم واقعاً برای خدای مهربان باشد. برای خدا. اعرف عملاً و أخلص عملاً. این محور كاری است كه به فضل پروردگار عالم به نتیجه خواهیم رسید. فطرت دوستان جوان ما طالب  خداست به قول مرحوم امام در دیوان‌شان «ما ندانیم كه دل بستة اوئیم همه» احتیاج اصلی‌شان احتیاج به خداست. وقتی با ولایت آشنا شوند به حول و قوة‌خدا به آن نقطه خواهیم رسید. خدای مهربان از ولایت خودش، ولایت رسول اکرم (ص) را اثبات می کند واز طریق ولایت رسول اکرم (ص) ولایت امیرالمؤمنین (ع) را اثبات می کند.  از ولایت خدا شروع کنید. همانطور که مرحوم امام (ره) فرمودند ولایت فقیه یک شعبه ای از ولایت مطلقه رسول ا… (ص) است . پس بچسبید به تبیین ولایت مطلقه رسول خدا (ص) ، پذیرش ولایت فقیه آن آسان می شود ، الآن وقتش هست که روی ولایت خدا ، آشنایی با خدا ، محبت خدا ، علت خلقتی که خدا انجام داده به فضل پروردگار عالم تبیین شود . هر کجا این موضوعات توی دانشگاه بحث شود ، خوب است. ، وقتی توی جلسه ، صحبت از خدا شد ، خود ذکر خدا ، الا بذکرا… تطمئن القلوب (رعد/28) ، به فضل الهی خود یاد خدا موجب آرامش دل می باشد لشکر احتیاجات زمانی به سراغ انسان می آیند که انسان به سراغ خدا نرود، وقتی سراغ خدا رفتیم، احتیاجات آرام آرام یکی یکی از بین می روند، یعنی هر احتیاج یک توری است که خدای مهربان آنرا سر راه انسان پهن می کند، برای اینکه او را می خواهد و دوست دارد او را به سمت خودش سوق بدهد ، این خدا خدا نمی کرد، محتاجش کرد به اینکه خدا خدا بکند این تا خودش خدا خدا کردن را جلو انداخت ، فرمان می دهد به احتیاجات که تشریفتان را ببرید . فلذا یک وقت احتیاج شما را برطرف می کند ، یک وقت احتیاج را بر طرف می کنند . دو تا مطلب است. یک وقت سئوال را جواب  می دهند . یک وقتی اصلاً سئوال را منتفی می کنند. کسی که دائم در حال ارتباط با خدا قرار گرفت به فضل الهی سئوال از وجودش منتفی می شود. ولایت خدا برای ارتباط دائمی با خدای مهربان است .

 

به عنوان حسن ختام ، یک خاطره از مرحوم امام (ره) عرض می کنم و ان شاءا… صحبتم را ختم می کنم. بعد از سخنرانی مرحوم امام در مدرسه فیضیه در سال 1342 ، یکی از آقایانی که آن زمان از فضلای حوزه بود ، گفتند رفتم منزل امام و می دانند عزیزان مرحوم امام (ره) تا آقای بروجردی در قید حیات بودند ، ایشان اصلاً صبحت   نمی کردند ، ساکت بودند احساس تکلیف هم نمی کردند ، چون زعیم ایشان بودند . آیت ا... بروجردی که از دنیا رفتند ، سخنرانیها و اعلامیه ها و نامه نگاریهای ایشان شروع شد ، بعد از سخنرانی ، خب می دانید مرحوم امام (ره) به عنوان یک مدرس حوزه و معلم اخلاق بودند ، مرحوم آقای مطهری هم در آن مقدمه علل گرایش به مادیگری شان اشاره به این مطلب دارند که درس اخلاق که در هر سه شنبه و چهارشنبه در مَدرَس زیر کتابخانه مدرسه فیضیه می گفتند ، آقا هم معروف بودند به حاج آقا روح ا... ، ایشان گفت بعد از سخنرانی من رفتم خدمت امام ، به ایشان عرض کردم آقا شما می دانید اطراف شما چه شایعاتی در حوزه علمیه مطرح است ؟ در قم هم می گویند حاج آقا روح ا... سیاسی شده اند گفت همه حرفها را زدم و آقا خیلی خوب گوش کردند ، خوب که همه را گوش دادند ، آخر وقت یک جمله به من جواب دادند ، فرمودند : « فلانی نگران نباش مردم تماماً پشتیبان ما خواهند بود ». صحبت تمام شد و من از محضر ایشان مرخص شدم و ایشان را فرستادند قیطریه تهران ، بعد هم فرستادند ترکیه بعد هم تبعید کردند نجف و کویت و پاریس تا روز 12 بهمن سال 57 ، ما جزو حوزه استقبال بودیم توی فرودگاه مهر آباد ، رفتم جلو ، توی آن صحنه جمعیت ، ( عزیزانی که آن موقع تهران بودند حتماً یادشان هست نزدیک به 10 میلیون جمعیت از فرودگاه مهر آباد تا بهشت زهرا ) ، گفت وقتی سلام کردم و رفتم جلو ، آقا توی پلکان پائین هواپیما فرمودند فلانی یادته سال 42 آمدی منزل ما گفتم بله فرمودند : یادته چی گفتی ؟ کمی فکر کردم و گفتم آقا شما فرمودید : یادته چی گفتی ؟ کمی فکر کردم و گفتم بله ، فرمودند : یادت هست من به تو چی گفتم ؟ فکر کردم و گفتم آقا شما فرمودید : نگران نباشید مردم تماماً پشتیبان ما هستند. گفت در همان لحظه ایشان فرمودند: «فلانی خدای مهربان 15 سال مرا به نجف تبعید کرد که چرا نگفم : خدا پشتیبان ماست» . توجه فرمودید : خوب دقت کنید . عزیزان حرفهایی را که توی جلسه می زنید همه توی عالم وجود تأثیر می گذارد . اگر آقایان گفتند نمی شود این کارها را توی دانشگاه کرد ، خوب نمی شود ، خداوند دیگر نمی گذارد ، قول، مقدّر است ، کدام تقدیر درست می کند ، پیغمبر اکرم آمدند پشت سر یکی از اصحاب گفتند فلانی چرا نمی آید مسجد ؟ گفتند آقا مریض است . فرمودند : برویم عیادتش ، آمدند توی رختخواب افتاده بود . گفتند چته ؟ گفت : چند شب پیش آمدم پشت سر شما نماز ، شما  توی نماز این آیات را می خواندید : فأما من خفت موازینه فَأُمه هاویه هر کس میزان عملش سبک باشد ، مادرش آتش است ، یا رسول ا... بعد از نماز دستهایم را بلند کردم ( خوب دقت کنید ) گفتم خدایا اگر آن دنیا می خواهی مرا عذاب بدهی ، همینجا پاکم کن . فرمودند : بئسَ ما قُِلتَ خیلی بد گفتی . گفت : آقا پس چی باید می گفتم ؟ فرمودند می گفتی خدا یا اگر می خواهی آن دنیا مرا عذاب کنی ، همینجا مرا بیامرز . دقت کنید چرا گفتی مرا همینجا پاک کن ؟ فلذا کلمات شما اثر خواهد داشت . یوسف صدیق بعد از 14 سال که از زندان آزاد شد گفت : خدایا چرا ما را 14 سال زندان کردی ؟ خطاب رسید وقتی زلیخا پیراهن تو را از پشت گرفت . وَقَدَّت قمیصه مِن دُبُرٍ ( یوسف/25) تو گفتی : رب السجن احب إلَیَّ ( یوسف/23 ) : خدایا زندان برای من محبوبتر است می گفتی خدایا آزاد شدن از دست زلیخا برای من محبوبتر است من تو را آزاد می کردم . اگر الآن اینجا نشستی و گفتی آقا با این اوضاع و احوال دانشگاه که نمی شود از ولایت خدا برای دانشجویان حرف زد ، نمی شود خدا هم نمی گذارد اما اگر گفتی به فضل و لطف پروردگار عالم هر فعالیتی بخواهیم توی دانشگاهها می کنیم ، به حول و قوه خدا ، همه دوستان را در مسیر عبودیت خدا قرار خواهیم داد ، خدا هم کمک خواهد کرد . اگر گفتی بودجه نیست خوب نیست اگر گفتی به فضل الهی هست ، خب هست . این یک قانون الهی است ، مدرک این حرف هم کلام حضرت رضا (ع) است . از خدا نقل کردند ، فرمودند خدای مهربان گفته است عَنِ الرِّضا (ع) : قال أحسِنِ الظَّنَّ بِالِلّلهِ فَإنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ أُنَا عِندَ حُسنِ ظَنِّ عَبدِیَ المُومِنِ بی إن خَیراً فَخَیراً و إ« شَراً فَشَراً (بحارالانوار الجامعه لدرر أخبار الائمه الاطهار – جلد 67  - ص 366 )  . توی مسائل خانوادگی و زندگی هم همینطور است ، من نزد گمان بنده ام ، إنِِ خیراً فَخیرا . اگر گمان بنده خیر باشد ، خیر    می بیند . الفاءُ للترتیب باتصالی ، هر جا توی زبان عربی فاء بیاید یعنی نتیجه بلافاصله أن خیراً فَخیرا . اگر حسن ظن به خدا داشته باشید بلافاصله خیر می بینید وَ إن شراً فشرا . چشمم آب نمی خورد که وزارتخانه بودجه برای این کار قرار بدهد ، خب قرار نمی دهد . اگر نگاهتان نگاه منفی بود ، خدای مهربان هم شرایطش را جوری قرار می دهد که آنطور بشود این است که امروز توی این جلسه تا آخرش بگوئید بناست ان شاء ا... وضع دانشگاهها از این که هست بهتر شود ، نمی گوئیم بد است . بناست بهتر شود ، بناست خدا به ما حول و قوه بدهد ، بناست همه با ما همراه بشوند ، ان شاء ا... به حول و قوه الهی ، آن وقت ببینیم به کجا خواهیم رسید . این کلام امام معصوم است که خدا فرموده است : أنا عند ظن عبدی المؤمن . من پیش گمان بنده مؤمنم هستم  إن خیراً فخیرا . ما کجا مکه کجا ؟ این شر است یا خیر ؟ إن خیراً فخیراً و إن شراًَ فشراً . به لطف الهی . ان شاء ا... چشم امیدتان به فضل خداست . خزائن دولت تمام می شود . خب بشود به ما چه ؟ خزائن خدا که تمام نمی شود و لِلّله خزائن السموات و الارض ( منافقون – آیه 7 ). ما اعتمادمان به خداست . برای دولت احترام قائلیم ولی اعتمادمان فقط به خدای مهربان است . حالا دوست داشتید قبول کنید و شنگول باشید ، دوست هم نداشتید قبول نکنید  إن خیراً فخیراً . 

 -پروردگارا ! قلب مبارک امام زمان را از این جلسه راضی و خشنود بفرما .

 -گذشتگان از علماء ، مراجع گذشته ، مرحوم امام ، شهدا غریق بهار رحمتت بفرما .

 -علماء ، مراجع تقلید ، رهبر بزرگوار انقلاب ، جمع حاضر ، عزیزان ، خانواده های محترمشان همه را در پناه خودت محفوظ بدار .  ان شاء ا... خدا از همه عزیزان تشکر بکند و موفقتان بدارد . در آمال و اندیشه هایی که دارید . وصل ا... علی محمد و آله الطاهرین. 

آدرس اینترنتی